امام جعفر صادق (ع): چون خدا خیر بنده‌ای را خواهد او را نسبت به دنیا بی‌رغبت و نسبت به دین، دانشمند کند و به دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلت‌ها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده است. [اصول کافی، ج 3، ص 196]       
کد خبر: 4363
تعداد نظرات: ۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۰۱:۰۵
مهدی صفر پور

علت اصلی فقر،تورم و بیکاری نبود!

همه معضلات فقر و تورم و بیکاری در ایران ، یک علت مشترک و محوری دارند که میتوان از پایین بودن سطح فعالیت‌های اقتصادی یا به عبارت دیگر کمبود میل به سرمایه‌گذاری دانست.

به گزارش «دریای جنوب» میتوان اینگونه بیان نمود که هیچ ناظر بی‌طرفی نمی‌تواند منکر این واقعیت شود که اقتصاد ایران بیمار است، زیرا به‌رغم دسترسی به امکانات عظیم مالی ناشی از صادرات نفت، جامعه ایرانی دست به گریبان معضلاتی چون فقر، بیکاری و تورم قیمت‌ها است .‌‌‌

سپاس نوشت: آشکار است که رفع فقر و افزایش سطح درآمد خانوارها و رساندن آن ها به یک رفاه نسبی یکی از وظایف اصلی دولت ها است، رسیدن به این هدف نیز شاید نیازمند آن است که دولت بتواند شغل ایجاد کند و تعداد شاغلین خانوارها افزایش یابد و در نتیجه آن، سطح درآمد و سطح رفاه خانوارها افزایش یابد. آمارها نشان می دهد در یک دهه اخیر تعداد خانوارهای بدون شاغل افزایش یافته است.

بیکاری زمانی بروز می‌کند که دستمزدها در بازار کار نمی‌توانند به عنوان قیمت‌های تعادلی عمل کنند. به سخن دیگر زمانی که هزینه نیروی کار (دستمزد) بنا به دلایلی بالاتر از بازدهی نهایی آن است استخدام صورت نمی‌گیرد و در این شرایط عملا میزان بیکاری به‌صورت تابعی از نرخ رشد جمعیت در می‌آید .‌‌

‌این معضلات علائم و عوارض بیماری عمیق و مزمنی هستند که به جای تشخیص و درمان آن به شیوه علمی، به صرف تزریق مسکن‌ها اکتفا کرده‌ایم، غافل از اینکه این مسکن‌ها گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت از شدت درد بکاهد اما در نهایت درمان بیماری را پیچیده‌تر و سخت‌تر می‌کند.

مسوولان اقتصادی به جای مبارزه با عوامل ایجاد و تداوم فقر، بیشتر در فکر اعطای صدقه و یارانه به گروه‌های کم‌درآمد برآمده‌اند و متاسفانه در این موارد هم چندان موفق عمل نکرده‌اند و ایجاد مشاغل کاذب دولتی یا یارانه‌ای جایگزین اشتغال واقعی و مولد شده است.

یا اینگونه گفت که به جای پرداختن به ریشه‌های تورم قیمت‌ها که خود در حقیقت یکی از علل گسترش فقر است، تصمیم‌گیران ارشد اقتصادی در صدد کنترل اداری قیمت‌ها برآمده‌اند و البته در این کار هم توفیق چندانی نیافته‌اند. به راستی بیماری اقتصاد ایران چیست و چگونه می‌توان به درمان واقعی و مسوولانه آن پرداخت؟ برای این کار بهتر است ابتدا علائم و عوارض این بیماری را به دقت بررسی کنیم .‌‌

در ده سال اخیر با توجه به افزایش جمعیت متقاضی کار و شرایط خاص اقتصاد ایران، دولت ها نتوانسته اند آن گونه که باید برای متقاضیان کار، شغل ایجاد کنند و این خود سبب شده است تا به نوعی بسیاری از خانوارها به زیرخط فقر سقوط کنند.

 به هر صورت آنچه از آمار پیداست طی ده سال اخیر بر تعداد خانوارها بدون شاغل افزوده شده و کمی بیش از 25 درصد از خانوارهای جامعه بدون حتی یک فرد شاغل می باشند و همچنین از تعداد خانوارها با افراد شاغل کاسته شده است. با توجه به این آمار می توان گفت در طی بازه مورد بررسی احتمالاً بر تعداد خانوارهایی که به زیر خط فقر سقوط کرده اند افزوده شده است.

در اخر باید منتظر ماند و دید که چقدر دولت با ایجاد طرح ها و بودجه های خود می تواند این مشکلات خانوارها را رفع کند.

 


فرستادن دیدگاه