امام جعفر صادق (ع): چون خدا خیر بنده‌ای را خواهد او را نسبت به دنیا بی‌رغبت و نسبت به دین، دانشمند کند و به دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلت‌ها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده است. [اصول کافی، ج 3، ص 196]       
کد خبر: 4168
تعداد نظرات: ۰ نظر
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۳
نصرالله شفیعی

جابجایی جلاد و شهید

اواخر سال 1360 یا بهار1361 با تعدادی  از دانشجویان در تهران جلسه ای با شهید لاجودی که آن زمان دادستان انقلاب اسلامی بود داشتیم. پس از سخنان شهید لاجوردی برخی از دانشجویان انتقاداتی نسبت به آزادی منافقین از زندان داشتند. منافقینی که به ظاهر توبه می کردند و از زندان آزاد می شدند ولی دوباره وارد خانه های تیمی می شدند و دست به ترور می زدند.

شهید لاجوردی ضمن قبول اینکه نبایست به منافین اعتماد داشت ولی نمونه هایی از رفتار عملکرد منافقین توّاب را ذکر کرد که نشان از عمق پلیدی و نفاق و جانی بودن این جماعت داشت.
شهید لاجوردی می گفت: ضمن تأکید براینکه تمامی هدفمان این است که تلاش آن هایی را که واقعاً  فریب تبلیغات منافقین را خورده اند هدایت کنیم و مانع از آن بشویم که بیش از این خود را به هلاکت بیفکنند خاطراتی چند از این به اصطلاح توابین را برایمان تعریف کرد.

می گفت: پس از گفت و گوی فراوان با یکی از منافقین، او از عملکرد خودش توبه کرد و به گونه ای دچار تحول شد که اعتماد همه ما را جلب کرد. می گفت او آنقدر تغییر روش داده بود و از منافقین بریده بود که همراه نیروهای دادستانی برای مبارزه با منافقین به خانه های تیمی می رفت و حتی در یک درگیری وقتی مواجه شد یکی از منافقین برادرش است به روی او آتش گشود و او را به هلاکت رساند. شهید لاجوردی ادامه داد که به نظر شما چنین فردی نباید مورد اعتماد ما واقع شود. کسی که حاضر است برادر منافق خود را به قتل برساند! ولی باید گفت همین فرد مدتی بعد در یک مأموریت که به همراه بچه های دادستانی بوده، آن ها را به شهادت می رساند و خود فرار می کند.

همین یک خاطره می تواند عمق پلیدی شبکه نفاق و سازمان جهنمی مجاهدین خلق را نشان دهد.
این منافقین در دهه شصت از هر جنایتی که از دستشان بر می آمد در حق ملت ایران فرو گذار نکردند و 17 هزار نفر مردم بیگناه کوچه و بازار را به جرم اینکه ظاهری حزب الهی دارند و یا انقلابی هستند به شهادت رساندند.
به نظر من یکی از اقدامات معجزه آسای نظام جمهوری اسلامی در کنار گذار از همه توطئه های ویرانگر جمع کردن جریان سازمان منافقین  و انهدام تشکلاتی آن ها در درون کشور بود.
اگر در مبارزه با جریان قدرتمند نفاق در درون کشور مسامحه و سهل نگاری می شد تا امروز نیز مردم ما در هیچ نقطه ای از کشور احساس امنیت نمی کردند و همچنان گرفتار ناامنی بودند. برای نسلی که متولد دهه ی شصت و پس از آن می باشند و بسیاری از حوادث تلخ وکمرشکن سال های اول انقلاب خصوصاً ده سال اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی را به یاد ندارد و تجربه نکرده است، بهترین مثال برای بیان خطر منافقین گروه داعش است. هر چند که این گروه جنایتکار به همت فرزندان انقلاب و جان بر کفان این مرز و بوم نتوانسته در کشور ما نقشه های خود را عملی نماید و حادثه تروریستی 17 خرداد امسال مشتی ازخرواری بود که این دژخیمان برای ایران برنامه ریزی کرده اند؛ ولی وضعیت کشورهای همسایه همچون عراق و افغانستان بهترین شاهد برای رفتار آنان است.
تردیدی نمی ماند که اگر مسؤولان نظام در مبارزه با سازمان مجاهدین خلق در دهه ی شصت کوتاهی و سهل انگاری می کردند و از روش های ساده لوحانی همچون آقای منتظری استفاده می کردند امروز ملت ایران نه امنیت داشت و نه کشوری بود که در آن آبادی و عمران و فعالیت های معمولی روزانه وجود داشته باشد. متأسفانه در فضای انتخاباتی برای پیروز شدن بر رقیب بسیاری از معیارها و اصول جابجا می شوند و برخی های حاضرند همه ی سرمایه های ارزشمند کشورمان را که با خون هزاران شهید بدست آمده به تاراج بدهند تا چند صباحی بر اریکه ی قدرت قرار بگیرند.

یکی از این شیوه های زشت که باید آن را گناهی بزرگ قلمداد کرد تطهیر منافقین و مظلوم جلوه دادن آن ها برای شکست آیت الله رئیسی در صحنه انتخابات بود. عده ای به صراحت این شخصت معنوی را «آیت الله اعدام» قلمداد کردند و کار به جایی رسید که نامه های همسران این منافقین معدوم سر از کانال های کسانی در آورد که دم از اطلاح طلبی می زنند وخود را حامی مردم تلقی می کنند.

نسل امروز نمی داند که چقدر نظام تلاش کرد تا منافقین دستگیر شده و حتی آن ها که اقدام به جنگ مسلحانه کردند را به مسیر حق عدایت نماید تا از گذشته ی خود پشیمان شوند و به دامان مردم روی آورند؛ و در این میان موفقیت هایی نیز حاصل شد ولی چه باید کرد با کسانی که هم اسلحه به روی نظام و مردم کشیده بودند و دستشان در خون بیگناهان آلوده بود و هم حاضر نبودند توبه کنند و از عملکرد جنایتکارانه خود اظهار برائت کنند

به نظر شما اگر مسؤولان قضایی با چنین تروریست هایی که دستشان در خون ملت آشکار بود مدارا می کردند و تحت عنوان رأفت اسلامی آن ها را آزاد می کردند چه بر سر این ملت در می آمد؟ چه کسانی باید پاسخگوی ریختن خون ها و ویران کردن کشور توسط این منافقین باشند؟

آیا مجارات این تروریست ها خدمت به مردم است یا آزاد کردن آنان؟ شاید حادثه ی اخیر تروریستی در حرم امام خمینی و مجلس شورای اسلامی بتواند پاسخ خوبی باشد برای نسلی که هنوز در مورد رفتار با منافقین ابهام دارند.
فرض کنید تروریست های گروهک داعش که در 17 خرداد بی رحمانه 17 نفر از مردم بیگناه را به شهادت رساند و بیش از 40 نفر را مجروح نموند و همچنین ده ها تروریست دیگر که با انواع مواد منفجره قصد ورود به خاک میهنمان را داشتند و دستگیر شدند، همه ی اینها را دستگاه قضا آزاد کند، آیا این خدمت به مردم است یا شریک شدن در خون صدها و هزاران بیگناه. شکی نداشته باشید که همه ی تروریست ها اگر موفق می شدند که دست به عملیات بزنند تا کنون هزاران نفر را به خاک و خون کشانده بودند و صدمات فراوانی به کشور وارد نموده بودند. این داعشی های دستگیر شده خون ملت ایران را مباح می دانند و بعد از دستگیری نیز حاضر نیستند از اعتقاد خود دست بکشند و یا اگر اظهار پشیمانی کنند ظاهری و برای فریب دادن است. آیا اجرای احکام شرعی براساس آنچه که قانون بیان کرده در مورد این تروریست ها خیانت به ملت است یا خدمت به مردم؟

اینها  جلاد هستند و از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند همان طور منافقینی که در دهه ی شصت به روی مردم اسلحه کشیدند. جلاد جلاد است فرقی نمی کند در چه لباسی و با چه نام و عنوانی باشد. لطفاً برای دستیابی به اهدافتان جای جلاد و شهید را عوض نکنید.

نصرالله شفیعی


فرستادن دیدگاه