امام جعفر صادق (ع): چون خدا خیر بنده‌ای را خواهد او را نسبت به دنیا بی‌رغبت و نسبت به دین، دانشمند کند و به دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلت‌ها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده است. [اصول کافی، ج 3، ص 196]       
کد خبر: 4540
تعداد نظرات: ۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۱:۱۶

اگر نواب نبود، نفت ملی نمی شد

به گزارش «دریای جنوب» بدون شک یکی از شهدای غریب و مظلوم نهضت انقلاب اسلامی، سید مجتبی میرلوحی یا همان شهید نواب صفوی باشد. شهیدی که امام خمینی(ره) از اخلاص او تعریف می کردند و رهبر انقلاب در وصف  او می گویند: «اولین جرقه های انقلابی گری در بنده، توسط شهید نواب زده شد».

27 دی ماه سالروز تیرباران نواب به همراه سه تن از یارانش در سال 1334 در بیدادگاه رژیم منحوس پهلوی است. به همین بهانه مروری بر یکی از سخنرانی های روشنگرانه استاد رحیم پور ازغدی با عنوان “نواب صفوى، میعاد نظر و عمل” در سال١٣٨٨ پیرامون شخصیت شهید نواب، رفع شبهات پیرامون او و شناخت فعالیت های انقلابی کارگشای او برای اسلام و ایران می پردازیم:

نواب به یک معنا در دوره شهریور هزار و سیصد و بیست به بعد، پدر جنگ و جهاد مسلحانه در ایران است. تمام گروه هاى چریکى چپ و مذهبى و التقاطى که در آن دوره بوجود آمدند، اعتراف بکنند یا نکنند، ملهم از کار نواب و فدائیان اسلام بودند. منتهى این را به شما بگویم، بر خلاف همه گروههایى که ترورهاى کور انجام میدادند، مثلاً در خیابان یک پاسبانى را میزدند یا تیر چراغ برقى را میانداختند، تنها گروهى که عملیات هاى حساب شده داشتند و ترور کور نمی کردند، گروه نواب بود. هژیر و رزم آرا، دو نخست وزیر شاه را که زدند، تحولات عظیمى در کشور ایجاد کرد.

اصلاً زدن هژیر که عامل انگلیس بود، باعث شد شاه و دربار عقب نشینى کنند و انتخابات مجلس شانزدهم تشکیل شود و آیت الله کاشانى از تبعید برگردد و بیاید به مجلس و مذهبى ها و ملّییون مثل مصدّق وارد مجلس شوند. این عملیات باعث شد که مجلس به دست این نیروهاى انقلابى بیافتد و از دست شاه و دربار و انگلیس خارج شود. عملیات شهید واحدى علیه  هژیر و عملیاتى که شهید طهماسبى علیه رزم آرا انجام دادند، باعث شد که قدرت برگردد دست نیروهاى ملى مذهبى و ملى شدن صنعت نفت در دستور کار قرار گیرد.

مرحوم آقاى طالقانى بر سر مزار مصدّق، بعد از  انقلاب در مراسم سالگرد او در احمدآباد گفت ، اگر عملیات هاى نوّاب نبود، نفت ملى نمیشد. اگر فعالیت هاى نواب نبود، دولت مصدق بر سر کار نمی امد. اگر نواب نبود انتخابات مجلس شانزدهم نسبتاً آزاد برگزار نمیشد تا امثال مصدق و کاشانى وارد مجلس شوند. 

خلاصه کار اینها اصلاً عملیات هاى کور نبود، بلکه کاملا حساب شده بود. این سه چهار عملیات ،کمر استبداد و استعمار را در کشور شکست.

نکته دیگر اینکه اینها براى هر عملیاتشان ، اوّل مساله شرعى آنرا حل می کردند. اینجور نبود که بگویند چون از فلان کس خوشم نمیاید یا چون با منافع من درگیر است ، پس بزنیمش، یا جایى بمب بگذارند که عده اى بى گناه کشته شوند. در این چند عملیاتى که اینها کردند، از چندین مجتهد اذن میگرفتند. در واقع یک دادگاه مخفى شرعى تشکیل میشد. چون حکومت،  نامشروع و در اختیار استبداد و استعمار بود و این کار کاملاً با قانون شرع مطابقت داشت.

نواب استدلال میکرد که ما تبلیغ می کنیم اما به تبلیغ اکتفا نمی کنیم و پاى حرفمان خون هم میدهیم. این است تبلیغ! یعنى کسى به حرف هایى که میزند اینقدر معتقد است که حاضر است آبرویش را هم بدهد، مالش را هم بدهد، نه اینکه اگر مالى در راه تبلیغ بدست نیاورد، ناراحت شود. آبرویش را بدهد، مالش را بدهد، جانش را هم بدهد، این تبلیغ موفق است. این درسى است که از نواب باید آموخت، درس تبلیغ با غیرت که او را از نجف میکشاند به تهران

نکته مهم دیگر این است که نواب از اول دست به اسلحه نبرد، ماهها و هفته ها و روزها،  بحث ، گفتگو و اشکال میکند و جواب می دهد به کسروى، ولیکن وقتى میبیند اینها توهین میکنند به امام صادق و پیامبر و قرآن را آتش میزنند و اهل بحث هم نیستند و دنبال فریبند و اسلحه شان را به رخ می کشند، وارد عمل مسلحانه میشود و استدلال می کند که ما در حال جهاد دفاعى هستیم.

دفاع از مال واجب است تا جان به خطر بیافتد، دفاع از جان واجب است تا دین به خطر بیافتد، دفاع از دین واجب است ولو جان و مال و آبرو و همه چیزت را بدهى. نواب میگوید چطور است که اگر به مال و جان ات حمله کنند دفاع واجب است و اگر تو در حال دفاع کشته شوى، شهیدى اما اگر به دین ات حمله کنند، دفاع واجب نیست؟! اگر کشته شوى ، شهید نیستى؟!

راوى میگوید وقتى اینها را میبردیم پاى چوبه اعدام براى تیرباران ، شادى و بهجت تمام وجود نواب را فراگرفته بود. میگوید همدیگر را برادر خطاب میکردند. این لفظ “برادر” هم که در انقلاب و جنگ ما باب شد از میراث هاى نواب است. نواب خیلى نقش دارد در انقلاب ما و انقلاب هاى جهان اسلام. من به شما بگویم اکثر رهبران این انقلاب تحت تاثیر نواب صفوى بودند و خودشان هم اینرا گفته اند.

هنوز که هنوزه خون نواب اثر گذار است ، بخاطر صدق و اخلاص اش و اینکه هیچ چیز در این دنیا نمیخواست جز خدا و کلمه حق و از هیچکس نمیترسید. ماها از خیلى چیزها میترسیم، که مانع تبلیغ اسلام میشود، ” الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا” اینکه از هیچکس خشیت نداشته باشیم ،غیر از الله ، خیلى مهم است. این خشیت ، تبلیغ دین را موثر میکند. ما هزارتا خشیت داریم، نواب از هیچکس خشیت نداشت،جز خدا

جهان نیوز

 


فرستادن دیدگاه